مکتب فاطمیه

خانه تماس  ورود
از پیله تا پروانه 
ارسال شده در 25 مهر 1405 توسط سمیه خانوم در بدون موضوع

​➖➖➖➖➖➖➖➖

بعضی پایان‌ها، آغازند.🐛🦋

گاهی چیزی که فکر می‌کنیم پایان است، فقط راه را برای شروعی تازه باز می‌کند.

مثل پیله‌ای که باید شکافته شود تا پروانه از آن بیرون بیاید. ماندن در پیله امن است، اما آن‌جا خبری از پرواز نیست. بعضی تغییرها اول سخت و حتی ترسناک‌اند، اما ما را بزرگ‌تر می‌کنند. پس اگر چیزی در زندگی‌ات تمام شد، زود ناامید نشو. شاید وقتش رسیده باشد بال‌هایت را باز کنی و راه تازه‌ای را شروع کنی.

➖➖➖➖➖➖➖➖

#سمیه_خانوم_اُم_الحسین

نظر دهید »
ترش و شیرین
ارسال شده در 20 مهر 1405 توسط سمیه خانوم در بدون موضوع

ترش و شیرین بهانه است…🥀

پاییز که می‌رسید، انگار بوی زندگی بیشتر می‌پیچید توی خانه‌مان‌. بوی سیر و سرکه، ترخون و مرزه، و عطر دست‌های مادرم که با عشق، بساط ترشی و شوری را علم می‌کرد. صبح زود با پدرم می‌رفتند میدان‌بار برای خرید ملزومات ترشی، بهترین‌ها را دست‌چین می‌کرد و با وسواس و حوصله می‌شست و خرد می‌کرد. همیشه می‌گفت: «ترشی انداختن قلق دارد، دلت باید به کار باشد تا خوب جا بیفتد وگرنه کپک میزند.» ما هم بی‌طاقت مدام سرک می‌کشیدیم که کی آماده می‌شود؟ و او با مهربانی می‌گفت: «عجله نکنید، باید برسد!»

مادرم فقط یک مادر نبود! نبض گرم خانه بود کدبانویی هنرمند و با سلیقه. از انواع ترشی و مربا و رب خانگی تا سبزی‌های خشک، همه‌چیز را خودش درست می‌کرد. حتی بعد از ازدواجم هم همیشه سهم من را کنار می‌گذاشت. وقتی می‌گفتم چرا این‌همه به زحمت افتادی، با اخمی شیرین می‌گفت: «دستم به کم نمی‌رود، تازه کی عزیزتر از شما؟ اینطوری خیالمم راحته که هم سالمه هم بهداشتی.» من می‌ماندم و محبتی که هیچ‌وقت تمامی نداشت.

حالا چند سال است پاییز می‌آید، اما خانه دیگر آن عطر آشنا را ندارد. این روزها هر جا بساط درست کردن ترشی میبینم بند دلم پاره می‌شود و غرق میشوم در خاطرات گذشته…

مادر جان؛ حالا که نیستی می‌فهمم آن چیزی که ترشی‌ و شیرینی‌ها را آن‌قدر لذیذ می‌کرد، شکر و سرکه و سبزی نبود! عطر عشق بی‌دریغ و مادرانه تو بود که به آنها مزه می‌داد. 

سادات‌خانوم؛ ترشی و شیرینی بهانه است تا بگویم: جای خالی‌ات در قلبم با هیچ‌چیز پر نمی‌شود. تا ابد دلتنگ تو و خاطراتت و آن دستان پرمهرت می‌مانم.

روحت شاد و یادت تا همیشه سبز🖤🥀

#صلوات🙏💚

#سمیه_خانوم_اُم_الحسین

نظر دهید »
عنایت خدا، فراتر از آرزوی من
ارسال شده در 19 مهر 1405 توسط سمیه خانوم در بدون موضوع

روزی که در دانشگاهی دور از شهرمان قبول شدم، تمام دلم و آرزویم رفتن بود، اما نگرانی خانواده‌ام اجازه نداد راهی شوم و من ماندم با حسرتی که فکر می‌کردم دیگر همه چیز از من گرفته شده است.

آن روزها درک نمی‌کردم پشت مخالفت پدر و مادرم چه دلشوره‌ای پنهان است. گمان می‌کردم نمی‌خواهند پیشرفت کنم و بارها از نگاه و تصمیمشان دلگیر شدم.

آن سال نرفتم، اما زندگی درهای دیگری را به رویم باز کرد. هنرهایی آموختم که دوستشان داشتم و بعد، با آشنایی با حوزه‌ی علمیه‌ی خواهران، مسیر تازه‌ای در برابرم قرار گرفت.

ثبت‌نام کردم و کم‌کم، با هر روز درس خواندن، حس عجیبی از آرامش و رضایت در دلم ریشه دواند.

بارها با خودم گفتم: خدایا، شکرت که مرا به این راه رساندی؛ چه خوب شد که آن روز نرفتم!

حالا که به گذشته نگاه می‌کنم، از آن همه بی‌قراری و بحث کردن‌ها لبخندی تلخ و شیرین بر لبم می‌نشیند. من فقط آرزوی خودم را می‌دیدم، نه نگرانی قلب‌هایی را که دوستم داشتند.

امروز می‌فهمم گاهی آنچه در لحظه، مانع خوشبختی‌مان به نظر می‌رسد، شاید مقدمه‌ی رسیدن به مسیری باشد که بیشتر از آنچه تصور می‌کردیم، به دلمان می‌نشیند.

اگر به آن روز برگردم، شاید باز هم دلم برای دانشگاه رفتن بلرزد، اما این بار زود قضاوت نمی‌کنم و بیشتر به حکمت روزگار اعتماد می‌کنم.

*خوب شد که آن اتفاق افتاد، چون اگر آن روز مسیر دیگری را می‌رفتم، شاید امروز این آدم نبودم و این‌قدر از راهی که انتخاب کرده‌ام، احساس رضایت نمی‌کردم.*
✍ #سمیه_خانوم_اُم_الحسین

3 نظر »
پاییز
ارسال شده در 18 مهر 1405 توسط سمیه خانوم در بدون موضوع

سهم من از پاییز: پنجره، باران، انتظار

🍁🌧🍂

پاییز همیشه برای من پادشاه فصل‌ها بود. عاشق خش‌خش برگ‌های رنگارنگ زیر پا، هوای ابری و نسیم خنکی بودم که دل را زنده می‌کرد. اما شش سال پیش بود که این فصل، رنگ همیشگی‌اش را برایم از دست داد، درست در روزهایی که مادرم به خاطر فشار خون بالا در بیمارستان بستری بود و من با تمام وجود چشم‌انتظار ترخیصش بودم. پنجم مهرماه، همان روزی که آسمان بغض کرد و *باران* بی‌وقفه می‌بارید، اجل مهلت نداد و او پر کشید و آسمانی شد. از آن روز، این فصل تمام دل‌انگیزی و رنگ‌های عاشقانه‌اش را یک‌جا باخت و به روزهایی از بغض‌های فروخورده بدل شد، روزهایی که هر وزش و نسیمش، عطر رفته‌ی مادرم را می‌آورد و جای خالی‌اش را بی‌رحمانه در جانم تازه می‌کند. حالا با کوتاه‌تر شدن روزها و دلتنگی غروب‌های سرد، روی صندلی کنار *پنجره* می‌نشینم و با فنجان چایی که در دستم سرد می‌شود، به نقطه‌ای خیره می‌مانم. قطره‌های باران آرام به شیشه می‌خورند و فرو می‌ریزند، درست مثل اشک‌های بی‌قرار من که پایانی ندارند. هنوز هم پشت این پنجره، در هوای ابری و بارانی، در یک *انتظار* بی‌پایان نشسته‌ام، انتظاری برای دیداری که دلتنگی‌اش تا ابد در کنج قلبم خانه کرده است.
#سمیه_خانوم_اُم_الحسین

#روحت‌شاد‌حضرت‌مادر

#صلوات

1 نظر »
روز جهانی تخم مرغ
ارسال شده در 17 مهر 1405 توسط سمیه خانوم در بدون موضوع

داشتم تقویم رو نگاه می‌کردم که چشمم خورد به یه مناسبت خیلی جالب:

«روز جهانی تخم‌مرغ!» 😳🥚

با خودم گفتم: یعنی چی؟! تخم‌مرغ هم روز جهانی داره و ما بی‌خبریم؟! 😂

همین موضوع کنجکاوم کرد که کمی بیشتر درباره این موجود کوچولوی سفید و قهوه‌ای تحقیق کنم؛ موجودی که از نیمرو و املت صبحونه گرفته تا کیک تولد و کلی غذای خوشمزه، همه‌جا حضور داره، ولی ما تا حالا جدی‌اش نگرفته بودیم! 😁

اما وقتی بیشتر خوندم، فهمیدم پشت این پوسته ساده، چه گنجینه‌ای از مواد مغذی پنهان شده! 💪🏻

🥚 *اولین نکته جالب:* تخم‌مرغ یکی از منابع باکیفیت پروتئینه و به رشد و ترمیم عضلات و حفظ سلامت بدن کمک می‌کنه. یعنی این کوچولوی دوست‌داشتنی، فقط برای سیر کردن شکم نیومده، برای سلامتی هم برنامه داره!

🥚 *دومین نکته:* تخم‌مرغ به‌دلیل ارزش غذایی بالا و قیمت نسبتاً مناسب، می‌تونه به بهبود تغذیه خانواده‌ها کمک کنه. خلاصه اینکه برای مفید بودن، لازم نیست حتماً گرون‌قیمت باشی! 😎

🥚 *سومین نکته:* روز جهانی تخم‌مرغ هر سال در دومین جمعه ماه اکتبر برگزار می‌شه تا مردم دنیا بیشتر با ارزش غذایی اون آشنا بشن و نقش تخم‌مرغ در مبارزه با گرسنگی و سوءتغذیه رو جدی‌تر بگیرن.

حالا فهمیدم چرا تخم‌مرغ روز جهانی داره؛ ما آدم‌ها برای هر چیزی که ارزشمنده، یه روز خاص در نظر می‌گیریم، ولی ظاهراً تخم‌مرغ با این همه خاصیت، از خیلی‌هامون زودتر به شهرت جهانی رسیده! 😂🌍

پس از این به بعد، وقتی یه دونه تخم‌مرغ رو می‌شکنید و توی ماهیتابه می‌ریزید، با احترام بیشتری نگاهش کنید. شاید با خودتون بگید: «ببخشید جناب تخم‌مرغ، نمی‌دونستم این‌قدر شخصیت مهمی هستید!» 🤣🍳

💛 روز جهانی تخم‌مرغ مبارک!🎊

به افتخار کوچولویی که هم توی جیبمون جا می‌شه، هم توی سفره‌مون، اما ارزش غذایی بزرگی داره!

🔻حالا شما بگید: تا امروز می‌دونستید تخم‌مرغ هم روز جهانی داره یا مثل من امروز غافلگیر شدید؟ 

راستی یه سوال😉

اول مرغ بود یا تخم مرغ؟!🐣

#سمیه_خانوم_اُم_الحسین

نظر دهید »
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
  • ...
  • 6
  • ...
  • 7
  • 8
  • 9
  • 10
  • 11
  • 12
  • ...
  • 96

آخرین مطالب

  • از پیله تا پروانه 
  • ترش و شیرین
  • عنایت خدا، فراتر از آرزوی من
  • پاییز
  • روز جهانی تخم مرغ
  • دل‌شوره‌های شیرینِ مادرانه
  • کاش زودتر می‌فهمیدم...
  • کوه که فرو بریزد...
  • صلوات
  • گردنبند بابرکت

آخرین نظرات

  • Kh  
    • Kh
    • پاییز
    • شکوفه‌های اخلاق
    • ابر باران
    • f
    • آینا
    در عنایت خدا، فراتر از آرزوی من
  • السلام علیک یا امیرالمومنین  
    • غزلهای عاشقی
    • راهیان نجف اشرف
    • سایدا
    در عنایت خدا، فراتر از آرزوی من
  • مریم قپانوری  
    • رهروان عشق
    در عنایت خدا، فراتر از آرزوی من
  • مریم قپانوری  
    • رهروان عشق
    در پاییز
  • نوری در کاش زودتر می‌فهمیدم...
  • فاطمه تیرانداز در صلوات
  • سمیه حسینخانی  
    • شرف المکان بالمکین
    در گردنبند بابرکت
  • Kh  
    • Kh
    • پاییز
    • شکوفه‌های اخلاق
    • ابر باران
    • f
    • آینا
    در میشه ازم بپرسی؟!
  •  
    • دل نوشت های یک طلبه
    در میشه ازم بپرسی؟!
  • رهنما  
    • سامانه رهنما
    • یادداشت‌های چند خانم طلبه
    • مرقومات جنگ
    • نوشته‌های دم صبح
    در روز سرباز
  • سمیه خانوم  
    • مکتب فاطمیه
    در حسرت بی پایان 
  • راحله  
    • راحله
    در حسرت بی پایان 
  • سمیه خانوم  
    • مکتب فاطمیه
    در وفات حضرت معصومه سلام الله علیها 
  • سمیه خانوم  
    • مکتب فاطمیه
    در حسرت بی پایان 
  • Kh  
    • Kh
    • پاییز
    • شکوفه‌های اخلاق
    • ابر باران
    • f
    • آینا
    در حسرت بی پایان 
  • السلام علیک یا امیرالمومنین  
    • غزلهای عاشقی
    • راهیان نجف اشرف
    • سایدا
    در وفات حضرت معصومه سلام الله علیها 
  • سمیه خانوم  
    • مکتب فاطمیه
    در حسرت بی پایان 
  • مریم قپانوری  
    • رهروان عشق
    در حسرت بی پایان 
  • سمیه خانوم  
    • مکتب فاطمیه
    در تولدمه
  • انصاری  
    • یگانه بانوی دلها
    در تولدمه

Sidebar 2

This is the "Sidebar 2" container. You can place any widget you like in here. In the evo toolbar at the top of this page, select "Customize", then "Blog Widgets".

کاربران آنلاین

  • ذبیح پور
  • زفاک
  • بي نشان

آمار بازدید

  • تسبیحات حضرت زهرا سلام الله علیها 
  • حضرت مادر
  • یا فاطمه الزهرا ادرکنی
  • یا حضرت زینب ادرکنی
  • حکایت عباسی شوهر
مهر 1405
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

مکتب فاطمیه

  • خانه
  • اخیر
  • آرشیوها
  • موضوعات
  • آخرین نظرات

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟

آمار بازدید

  • تسبیحات حضرت زهرا سلام الله علیها 
  • حضرت مادر
  • یا فاطمه الزهرا ادرکنی
  • یا حضرت زینب ادرکنی
  • حکایت عباسی شوهر
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان