احرامهای خونین؛ روایتی از حَجّی ناتمام 🥀 🕊
هنوز از کوچههای سوزان منا، طنین ناتمام «لبیک، اللهم لبیک» به گوش میرسد. نغمهای که در هیاهوی بیتدبیری و ازدحام جمعیت، در گلوها شکست و به عرش رسید.
سپیدپوشانی که بار گناه زمین را بر دوش کشیده بودند تا در حریمِ امن الهی، زنگار از جان بشویند، پروانههایی که تشنهکام و مظلوم، زیر آفتاب بیامان، در مسلخ بیکفایتی پرپر شدند. چه تلخ بود آن عید قربان که به جای شادباش طواف، ضجههای العطش زائران را بر پیشانی تاریخ نشاند و کعبه را در ماتمی سنگین فرو برد.
464 کبوتر سبکبال، بیآنکه جرعهای آب، مرهم لبان خشکیدهشان شود، از سنگفرشهای داغ و گداخته منا بال گشودند و با احرامی که بوی عروج میداد، به دیدار معبود شتافتند.
منا صرفاً یک رخداد تلخ در تقویم نیست، داغی تا ابد زنده و سندی فراموشنشدنی از بیکفایتی کسانی است که ادعای خادمی حرمین را دارند اما حرمت جان مهمانان خدا را پاس نداشتند.
سلام بر لبهای عطشناک شما…
سلام بر احرامهای خونین و معطرتان…
یاد و نام شهدای مظلوم حج، تا همیشه در حافظه تاریخ و در قلبهای مؤمنان جاویدان خواهد ماند. داغ منا هرگز سرد نمیشود.
#روزبزرگداشتشهدایحادثهمنا
#به_قلم_خودم


آخرین نظرات