خَیرُ الْاُمُورِ اَوْسَطُها 👌 زنی هستم با دستان سپید و پوستی حساس! دارای روحی ناآرام، در خانهای که گویی قصری بلورین است!! درگیر و اسیر وسواسِ بیمارگونه خویشم! هر ذرهی گرد و غبار، همچون خاری در چشمانم، آرامش را از من میرباید. گویی تمام هستیام… بیشتر »
آرشیو برای: "فروردین 1404, 17"
🐟🐠🐡🐟🐠🐡🐟 تک و تنها در تُنگی بلورین، اسیر شده بود. ماهیِ تنها، هر روز با چشمان خیس! به اطرافش خیره میشد و دل آرزو میکرد، ای کاش بتوانم رها شوم. روزها میگذشت و او هر لحظه دلتنگتر میشد. دلتنگ برای همنشینی و آواز خواندن با ماهیان دریا، برای همآغوشی با… بیشتر »

آخرین نظرات