هرگز گمان نمیکردم که روزی بشقاب غذا، چشمانم را خیس کند. 🔸این روزها، حال غریبی دارم؛ آشپزخانهام انگار هیأت عزاداری است. قابلمهها برایم روضه میخوانند. بغضم را مثل زودپز فرومیخورم تا از درون بسوزم. اشکم را پای پاک کردن پیاز میریزم تا کسی نفهمد. 🔸 اگر… بیشتر »
آرشیو برای: "مرداد 1404"
با خواهرم رفته بودیم کافه. به مسئول پذیرایی از مشتریها گفتم: «يه لاته بدون كافئين لطفا.» گفت: «منظورتون اینه دیکف (Decaf)باشه دیگه؟»🤨 گفتم: «بله»😏 خواهرم گفت: «لطفاً یه كروسان کوچیک هم بیارید.» گفت: «منظورتون سایز مينيه دیگه؟»🤨 من:😐😠… بیشتر »

آخرین نظرات