مکتب فاطمیه

 خانه تماس  ورود
وقت تمام شد...
ارسال شده در 22 اسفند 1404 توسط سمیه خانوم در بدون موضوع

«زمان، دیگر برایم معنایی ندارد… وقتی ثانیه‌ها در غم نبودنت به ابدیت می‌گرایند.

بارها و بارها آن کلیپ کوتاه را به تماشا نشستم و هر بار، سیل‌آسا اشک ریختم. ای رهبر شهیدم، چه دلتنگی‌ها که بر دل نگذاشته‌ای! سال‌های سال آرزو در دل داشتم، تنها برای یک بار هم که شده، آن چهره‌ی مهربان و ماه‌مانندت را از نزدیک ببینم و در مکانی که نفس می‌کشیدی نفس بکشم. اما به هر سو که رفتم، تقدیر بر وفا نبود و انگار این دیدار، در روزگار دنیا برایم مقدر نشده بود. ناچار به این جمله‌ی تلخ اما واقعی تسلیم شدم که:

 *«دیدار به قیامت».*💔

چه حسرتی سنگین بر دلم می‌نشیند از نبودنت، از ندیدنت. در آستانه‌ی فصل بهار و طبیعت هستیم، اما با نبودت، گویی بهارِمان خزان شده است. به خودم دلداری می‌دهم که تو هرگز تنهایمان نمیگذاری؛ تو زنده‌ای و ناظر بر اعمال ملتی که عاشقانه تو را دوست داشتند و دارند. و خداوند را شاکرم که پس از تو، نایب‌ات صالحِ بن‌صالح است. با آنکه ایشان را از نزدیک ندیدم و کلامی از ایشان نشنیدم، اما محبت ایشان چون رودی جاری در قلبم جاری شده است؛ و این خود بزرگ‌ترین معجزه‌ی خداست که در این شرایط ذره‌ای از داغ دلم را التیام می‌بخشد.

ای رهبر شهیدم، از تو می‌خواهم شاهد باشی که قول می‌دهم فرزند برومندت را همچون خودت دوست بدارم و با ایشان عهدی پایدار می‌بندم تا در آخرین نفس، گوش به فرمان و یاورش باشم.

*«وقت تمام شد، اما حرف‌ها زیاد است، شما را دوست داریم و برایتان دعا می‌کنیم»*

رهبر شهیدم یادتان باشد، ما هم شما را بی‌پایان دوست داریم و منتقم خون شما هستیم و برای شادی روح بلندتان، همیشه دعا می‌کنیم. ✨
#به_قلم_خودم 

#رهبر_شهیدم 

#لبیک_یا_خامنه_ای 

✍ سُمیه‌ خانوم اُم‌الحُسین

نظر دهید »
رهبر عزیز و شهیدم
ارسال شده در 14 اسفند 1404 توسط سمیه خانوم در بدون موضوع

​امروز اولین پنجشنبه‌ای است که رهبرمان دیگر در میان ما نیستند…

و چه سنگین و دلگیر است این پنجشنبه؛ حتی سنگین‌تر از هر عصر جمعه‌ای که در انتظار می‌گذشت.

جای خالی‌شان را در سکوت این روزها بیشتر از همیشه حس می‌کنیم.

دل‌هایمان لبریز از دلتنگی است برای آن قامت استوار، برای آن صدای آرام‌بخش و برای آن پدر مهربان امت.

دلمان سخت تنگ شده است.
تنگ برای رهبر شهیدمان، مجاهد نستوه، حضرت آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای؛ ولیّ امر مسلمین جهان.

امروز با قلب‌هایی اندوهگین، دست به دعا برمی‌داریم

و برای شادی روح بلند و سرافراز ایشان

و همه‌ی شهدا و اموات فاتحه‌ای نثار می‌کنیم و صلواتی می‌فرستیم.

اللهم صل علی محمد و آل محمد 🤍

نظر دهید »
رهبر شهیدم
ارسال شده در 13 اسفند 1404 توسط سمیه خانوم در بدون موضوع

چند روز است که می‌خواهم بنویسم… اما انگار تمام واژه‌ها در عمق حیرت و اندوهم غرق شده‌اند، قلمم خشکیده و کلمات در برابر این حجم از فقدان، حقیر و ناتوان شده‌اند. آن‌قدر پریشانم که جز اشک و آه، سرمایه‌ای برای بیان ندارم. هر بار که می‌خواهم چند خطی بنویسم، چشمانم چنان از شدت گریه تار می‌شود که ناچارم مکث کنم؛ بگذارم این سیلاب بگذرد تا شاید دوباره توان باز کردن پلک‌های خسته و دیدن دوباره‌ی صفحه را بیابم.

آری، می‌دانم که حرف‌ها بسیار است، آن‌قدر زیاد که شاید امروز توان گنجاندنشان در کلمات نباشد. شاید این سکوتِ امروز، مقدمه‌ای باشد برای طغیان کلمات در آینده؛ آن‌گاه که قلمم خسته شود، اما نتواند حق مطلب را ادا نکرده بگذارد.

پدر جان، سال‌هاست که هنوز عادت نکرده‌ام و نپذیرفته‌ام بگویم: «شهید حاج قاسم سلیمانی»، «شهید سید ابراهیم رئیسی». حال چگونه می‌توانم بر این زخمِ تازه مرهم بگذارم و بگویم:

«شهید سیدعلی خامنه‌ای»؟ این نام، سنگین‌تر از آن است که قامت من در برابرش تاب بیاورد.

ای رهبر عزیزم، پدر مهربان قلب‌های داغدارمان،

دستی به دلم بکش که امروز بسیار سوخته است. این دل، میان عزاداری برای پدری آسمانی و مرهم نهادن بر داغی دیگر، لنگ می‌زند. آراممان کن. ما با یاد شما و با تکیه بر همان شمعی که شما برایمان روشن نگه داشته‌اید، ادامه خواهیم داد، اما لطفاً این شعله‌ی کوچک امید را در قلب‌هایمان فروزان بدار. برایمان دعا کن تا با استقامت و پایداری پرچم را به دستان امام زمانمان برسانیم.
#به_قلم_خودم (سُمیه خانوم اُم‌الحسین)

#رهبر_شهیدم💔

نظر دهید »
عهد می‌بندم 
ارسال شده در 13 بهمن 1404 توسط سمیه خانوم در بدون موضوع

قرارِ دل زیر سایه‌ی گُلِ‌نرگس 

سلام بر تو ای مهربان‌ترینِ مهربانان، و ای روشنای جان و آرامش روح من؛ در این نیمه‌ی شعبان با دلی سرشار از عشق و امید رو به تو می‌آورم و از عمق وجودم با تو عهد می‌بندم، عهدی صادقانه و برخاسته از شوق و دلتنگی. می‌خواهم همیشه به یادت باشم و سربازی وفادار برایت بمانم؛ سربازی که در راهت قدم برمی‌دارد و هیچ خدمتی را، هرچند کوچک، ناچیز نمی‌شمارد. می‌خواهم تو را عمیق‌تر بشناسم، بیشتر دوستت بدارم و نامت را روشن‌تر از همیشه در دلم زنده نگه دارم. می‌خواهم مانند میزبانی باشم که خانه و دلش را برای آمدنت آماده کرده و زندگی‌اش را با عشق و اشتیاقِ دیدارت سامان داده است. عهد می‌بندم هر نفسم در مسیر رضایت تو باشد، نمازهایم را به‌موقع بخوانم، دل و چشم و گوش و زبانم را پاک نگه دارم، خوب ببینم، خوب بشنوم و درست سخن بگویم و هر قدمم، هرچند کوچک، نذری باشد برای آماده‌کردن جامعه‌ای شایسته‌ی ظهور تو. می‌خواهم نام و فضیلتت را هر روز زنده نگه دارم، حتی اگر شده با یک صلوات یا زمزمه‌ی آرام دعای فرج، و در مجالسی که به یادت برپا می‌شود حضور داشته باشم و دیگران را نیز به یاد تو دعوت کنم. ای پدر مهربانم، دستم را رها نکن؛ مرا در مسیر خودت نگه دار، دلم را به نور ایمان روشن‌تر کن و یاری‌ام بده تا بر این عهد بمانم، تا آخرین نفس منتظر بمانم و زندگی‌ام را وقف آمادگی برای آمدنت کنم؛ باشد که روزی، وقتی قدم بر این زمین می‌گذاری، شرمنده‌ی نگاه مهربانت نباشم و سربازی صادق، عاشق و وفادار پیش رویت بایستم. ✨

#عهد_می‌بندم

#سمیه_خانوم_اُم_الحسین

نظر دهید »
ملینا اسدی
ارسال شده در 12 بهمن 1404 توسط سمیه خانوم در بدون موضوع

ملینا؛ غنچه‌ای که پرپر شد.🥀

این تصویر فقط یک قاب نیست؛ مرثیه‌ای‌ست که از دلِ خاک برمی‌خیزد، سوگ‌نامه‌ای برای کودکی که هنوز فرصت رویا دیدن داشت. ملینای سه‌ساله، نامی کوچک اما زخمی به وسعت یک ملت. او نه سلاحی داشت، نه شعاری، نه سهمی در آشوب و نزاع؛ گویی تنها گناهش این بود که شاد بود، می‌خندید، نفس می‌کشید. اما دشمن، حتی صدای خنده‌ی کودکانه را هم تاب نیاورد و او را چون غنچه‌ای تازه‌شکفته، بی‌رحمانه پرپر کرد. ملینا، تو کوچک بودی، اما شهادتت بزرگ شد؛ تو فقط یک کودک نبودی، تو آینه‌ی مظلومیتی هستی که تاریخ در برابرش سر به زیر خواهد انداخت. خون ملینا و خون همه‌ی شهدای مدافع امنیت بر خاک ایران نریخت تا فراموش شود؛ ریخت تا فریاد بزند که امنیت، واژه‌ای ساده و انتزاعی نیست. امنیت یعنی مادری که شب، کودک‌اش را با آرامش در آغوش می‌گیرد؛ یعنی پدری که به فردا امید دارد؛ یعنی کودکی که فرصت بزرگ شدن، رویا ساختن و زندگی کردن دارد. و آنگاه که این امیدها هدف قرار می‌گیرند، مدافعان امنیت پیش‌قدم می‌شوند؛ سپر می‌شوند با جان، با استخوان، با نفس. آشوبگران شاید سنگ و آتش و گلوله داشتند، اما این سرزمین، حافظانش را دارد؛ مردانی که ایستادند تا ایران خم نشود، تا پرچمش فرو نیفتد و سرافراز بماند. و امروز، با دلی آکنده از اندوه و افتخار، به شهدای مدافع امنیت می‌گوییم: نام‌تان فقط در قاب‌ها نمانده، در امنیت نفس‌های ما جاری‌ست. ایران هنوز ایستاده است، چون شما ایستادید؛ و ما، تا همیشه، مدیون خون شهدا و ایثار بزرگ شما خواهیم بود.

✍ سُمیه اکبرزاده

نظر دهید »
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • ...
  • 5
  • ...
  • 6
  • 7
  • 8
  • ...
  • 9
  • ...
  • 10
  • 11
  • 12
  • ...
  • 92

آخرین مطالب

  • عطر شمعدانی
  • چهلم رهبر
  • سالروز ورود آزادگان به میهن 
  • تولدمه
  • امام رضا
  • امام حسن مجتبی 
  • حضرت محمد
  • چادر
  • صلوات
  • بازتاب برخورد...

آخرین نظرات

  • سمیه خانوم  
    • مکتب فاطمیه
    در تولدمه
  • انصاری  
    • یگانه بانوی دلها
    در تولدمه
  • سمیه خانوم  
    • مکتب فاطمیه
    در آیه الکرسی 
  • آیت الکرسی  
    • https://muslimato.com/duas/ayatul-kursi/>
    در آیه الکرسی 
  •  
    • فاطمه اسفندیاری
    در حضرت معصومه سلام الله علیها 
  • سمیه خانوم  
    • مکتب فاطمیه
    در خانه سالمندان 
  •  
    • فاطمه اسفندیاری
    در خانه سالمندان 
  •  
    • فاطمه اسفندیاری
    در خانه سالمندان 
  • سمیه خانوم  
    • مکتب فاطمیه
    در دلم میخواهد یک دختر داشته باشم...
  • زینب  
    • در جستجوی خود
    در دلم میخواهد یک دختر داشته باشم...
  • سمیه خانوم  
    • مکتب فاطمیه
    در روز جهانی کودک 
  • روز کودک  
    • https://tabdil.app/time/childrens-day/>
    در روز جهانی کودک 
  • سمیه خانوم  
    • مکتب فاطمیه
    در مراسم حنا گذاشتن 
  • پرواز  
    • parvaz
    در مراسم حنا گذاشتن 
  • سمیه خانوم  
    • مکتب فاطمیه
    در چرا ظالم ها سالم ترند ‼️
  • جواهری عتیق  
    • https://atigh.jewelry/>
    در چرا ظالم ها سالم ترند ‼️
  • سمیه خانوم  
    • مکتب فاطمیه
    در مداد رنگی ۲۴ تایی!!
  • طهماسبي  
    • برکرانه ی انتظار
    در مداد رنگی ۲۴ تایی!!
  • سمیه خانوم  
    • مکتب فاطمیه
    در زندگی را زندگی باید کرد...
  •  
    • فرهنگی
    • به رنگ ایمان
    در زندگی را زندگی باید کرد...

Sidebar 2

This is the "Sidebar 2" container. You can place any widget you like in here. In the evo toolbar at the top of this page, select "Customize", then "Blog Widgets".

کاربران آنلاین

  • حيدري
  • راضيه فارغ

آمار بازدید

  • تسبیحات حضرت زهرا سلام الله علیها 
  • حضرت مادر
  • یا فاطمه الزهرا ادرکنی
  • اربعین به یاد مادرم...
  • س مثل سیب
شهریور 1405
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
  1 2 3 4 5 6
7 8 9 10 11 12 13
14 15 16 17 18 19 20
21 22 23 24 25 26 27
28 29 30 31      

مکتب فاطمیه

  • خانه
  • اخیر
  • آرشیوها
  • موضوعات
  • آخرین نظرات

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟

آمار بازدید

  • تسبیحات حضرت زهرا سلام الله علیها 
  • حضرت مادر
  • یا فاطمه الزهرا ادرکنی
  • اربعین به یاد مادرم...
  • س مثل سیب
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان